تفسیر قرآن

تفسیر سوره عنکبوت

تفسیر سوره عنکبوت آیات ۱ تا ۵

تفسیر قرآن
تفسیر سوره عنکبوت آیات ۱ تا ۵

بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ
الم
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
الم‌
(سوره عنکبوت، آیه ۱)


أَحَسِبَ النّاسُ أَن يُترَكوا أَن يَقولوا آمَنّا وَهُم لا يُفتَنونَ
آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها می‌شوند و آزمایش نخواهند شد؟!
(سوره عنکبوت، آیه ۲)

تفسیر سوره عنکبوت، آیه 2:

«الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ- الم آيا مردمان چنان میپندارند كه ما آنان را به حال خود رها میكنيم كه بگويند به خدا ايمان آورديم در حالی كه در معرض ايمان قرار نگرفتهاند؟.»
بعضی از پيروان فرستادگان خدا را از مؤمنان مخلص در ديگهای پر از روغن زيتون میانداختند، و زير آن ديگها را آتش میافروختند، و بدن بعضی را با اره به دو نيمه تقسيم میكردند، يا میكشتند و يا به دار میآويختند، و آنان از دين حق خود بازنمیگشتند و با تحمل اين مرگ سخت ايمان خود را نشان میدادند، و خداوند متعال ايمان ايشان را در لوح ثبت میكرد، و به آنان گفته میشد كه همراه با روندگان به بهشت به آن درآيند، و اين سنت در هر زمان و مكان جريان دارد، هر اندازه اوضاع و احوال متفاوت بوده باشد.
پس بعضی از آنان با وجود رنجها و آزمايشها، از ايمان خود دست نمیكشند، و گروهی ديگر كه زندان و عذاب و طرد شدن و قتل را بهای ايمان خود میديدند، مگر اين كه رحمت خدا شامل حال ايشان شده باشد.
در اثری روايت شده از امام ابو الحسن عليه السلام در تفسير آيه آمده است كه او از معمّر بن خلاد پرسيد كه: «فتنه چيست؟» و معمر گفت: فدايت شوم، فتنه در دين است، پس امام گفت: «آزموده میشوند چنان كه زر چنين میشود» و سپس گفت: «خالص میشوند بدان گونه كه زر خالص میشود»، (تفسير نور الثقلين، ج 4، ص 148) حكمت فتنه در دنيا آن است كه قلب را پاك میكند چنان كه آتش طلا را پاك میكند، و خداوند متعال دنيا را به طريقی ساخته است كه با فتنه متناسب باشد، و امام امير المؤمنين- عليه السلام- گفته است:
«ولی خداوند- جلّ ثناؤه- فرستادگان خويش را در نيتهای استقرار يافته خود صاحب قوت، و در آنچه چشمها از ظواهر ايشان میبيند، از قناعتی كه ثروتمندی آن دلها و چشمها را پر میكند، كه گزاردن آن چشمها و گوشها را چنين میكند، آكنده ساخته است، و اگر پيامبران صاحبان نيرويی میبودند كه هرگز زوال پيدا نمیكرد، و عزتی كه پيوسته برقرار میماند، و فرمانروايی و سلطهای كه همه گردنها را به سوی خود میكشيد، و همگان برای نزديك شدن به آن از دور و نزديك به سوی آن روانه میشدند، آزمايش آفريدگان آسانتر صورت میگرفت، و آنان را بهتر از استكبار دور میساخت، و گاه با كمال ميل و گاه بر اثر ترس به آنان ايمان میآوردند، و در اين صورت نيتها مشترك و حسنات نصيب همگان میشد، ولی خداوند متعال چنان میخواست كه پيروی از فرستادگانش و پذيرفتن كتابهايش و خشوع در برابرش و پذيرفتن فرمانش و تسليم شدن به او از امور خاصی باشد كه جز خود آنها چيزی آنها را آلوده نسازد، و هر چه بلا و آزمايش بزرگتر باشد، پاداش و جزا افزونتر شود. آيا به آن توجه نكردهايد كه خداوند سبحانه و تعالی پيشينيان را از آدم تا آخرين فرد از فرزندانش در اين عالم با سنگهايی در معرض آزمايش قرار داده است كه نه زيان میرساند و نه سود، و نه بينا میكند و نه شنوا، پس آنها را خانه حرام خود قرار داده است كه به آن رو میكنند، و آن را در جايی به وجود آورده كه از لحاظ سنگ ناهموارترين نقاط زمين است، و كمترين جاهای بلند دنيا از جهت كلوخ و خاك داشتن و تنگترين درّهها از نظر زندگی و دشوارترين جايگاههای مسلمانان از نظر آب، ميان كوههايی سخت و ريگهايی نرم دشوار گذر و چشمههايی زه آب آن كم و جدا از هم كه شتر در آنجا فربه نشود و اسب و گاو و گوسفند علف نيابد.
پس آدم و فرزندان او را فرمود تا روی بدان خانه دارند- و با حرمتش شمارند-».
امام بعدا روشن میكند كه اگر مكّه در مناطق سرسبز و پر ميوه بود ديگر سختی از آن زائل میشد: «ليكن خدا بندگانش را به گونهگون سختيها میآزمايد و با مجاهدتها به بندگيشان وادار میكند و به ناخوشايندها آزمايششان میكند تا خودپسندی را از دلهاشان بزدايد و خواری و فروتنی را در جانهاشان جايگزين فرمايد و آن را درهايی سازد گشاده به بخشش او، و وسيلتهايی آماده برای آمرزش او. چنان كه خداوند میفرمايد: الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ.
آری، ايمان جايگير از عوارض از ميان رفتنی جدا میشود آن هنگام كه خانواده از پارههای جگر جدا میگردند و هنگامی كه به ميدانهای مين هجرت میكنند تا طعمهای باشند برای تغذيه جنگندگان اين بيان قرآنی: أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا استفهام استنكاری است برای آنانی كه گمان میبرند راه ايمان آكنده از گل سرخ است، در حالی كه راه ايمان دشوار است.
و امام صادق (ع) گفت:
«هلاك شوند عاملان مگر عابدان ايشان، و هلاك شوند عابدان مگر عالمان ايشان، و هلاك شوند عالمان مگر راستگويان ايشان، و هلاك شوند راستگويان مگر مخلصان ايشان، و هلاك شوند مخلصان مگر پرهيزگاران، و هلاك شوند پرهيزگاران مگر به يقين رسيدگان، و آنان كه به يقين رسيدهاند در معرض خطری بزرگ قرار گرفتهاند»، (بحار الانوار، ج 70، ص 245) و رسول اللَّه- صلّی الله عليه وآله- انواع فتنههايی را كه امت به آنها گرفتار خواهد شد شرح داده، و در نهج البلاغة آمده است كه مردی در مقابل امام علی- عليه السلام- برپا خاست و گفت: ما را از فتنه آگاه ساز، و آيا از رسول خدا- صلّی الله عليه وآله- چيزی در اين باره پرسيد؟ پس او- عليه السلام- گفت: «چون اين گفته خداوند متعال نازل شد:
الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ، دانستم كه فتنه تا زمانی كه رسول اللَّه- صلّی الله عليه وآله- در ميان ما است، بر ما وارد نخواهد شد، پس گفتم: يا رسول اللَّه! فتنهای كه خدا تو را از آن آگاه كرده است كدام است؟ پس گفت: ای علی! امت من پس از من گرفتار فتنه خواهند شد، و من گفتم: يا رسول اللَّه! مگر در غزوه احد كه گروهی از مسلمانان در آن به شهادت رسيدند، و شهادت نصيب من نشد و اين بر من گران افتاد، به من نگفتی كه:
مژدهات میدهم كه شهادت در پی تو است، و میخواهم بدانم كه چگونه در اين باره صبر میكنی؟ و من گفتم: يا رسول اللَّه: اين جا جای صبر نيست بلكه جای سپاسگزاری و بشارت است، و او گفت: ای علی، پس از من با اموالشان در معرض آزمايش و فتنه قرار خواهند گرفت، و با دينشان بر پروردگار خويش منت خواهند نهاد، و آرزوی رحمت او خواهند داشت، و از سطوت او ايمن میشوند، و با شبهههای دروغين و هواهای گمراه كننده حرام او را حلال جلوه میدهند، و با نبيذ خواندن خمر و هديه خواندن حرام و معامله خواندن ربا، آنها را حلال میشمارند، و من گفتم: يا رسول اللَّه! پس آنان را در چه مقام قرار دهم، در مقام ارتداد يا در مقام فتنه، و او گفت: در مقام فتنه». (بحار الانوار، ج 70، ص ۱۴۸)


وَلَقَد فَتَنَّا الَّذينَ مِن قَبلِهِم ۖ فَلَيَعلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقوا وَلَيَعلَمَنَّ الكاذِبينَ

ما کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم (و اینها را نیز امتحان می‌کنیم)؛ باید علم خدا درباره کسانی که راست می‌گویند و کسانی که دروغ می‌گویند تحقق یابد!

(سوره عنکبوت، آیه ۳)

تفسیر سوره عنکبوت، آیه 3:

سپس خدای سبحانه و تعالی بيان میكند كه فتنهها نصيب انسان میشود، خواه به كارهای خير پرداخته باشد و خواه به كارهای شر، و مسئله كسانی كه كارهای بد میكنند يا در برابر مشكلات از پا درمیآيند مشكلتر است، چه آنان دنيا و آخرت هر دو را زيان میكنند.
«وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ- و كسانی را كه پيش از ايشان بودند آزموديم، پس خدا هم كسانی را كه راست گفتند میشناسد و هم كسانی را كه دروغ گفتند میشناسد.»
شكلها و صورتهای فتنه با هم متفاوت است ولی اساس و جوهر آنها يكی است، به همان گونه كه فتنههای پيشينيان نيز مختلف بود، و در جوامع الجامع از اين حديث ياد شده است كه: «پيش از شما اتفاق میافتاد كه كسی را بگيرند و اره بر سرش گذارند و او را به دو نيمه تقسيم كنند، و ترس از اين عقاب هرگز او را از دينش منصرف نمیكرد، يا اين كه با شانههای آهنين چندان گوشت و عصب او را پاره پاره میكردند تا به استخوانش میرسيد و اين عمل او را از دينش رويگردان نمیساخت». (بحار الانوار، ج 70، ص ۱۴۸، و جامع الجوامع خلاصهای از تفسير مجمع البيان علامه طبرسی است.)
ما هم اكنون چيزهايی از مجاهدان استوار قرار گرفته در زير عذاب جلادان با قهرمانيهای نادری رو به رو میشويم كه يقين ما را در درستی اين گونه اخبار و احاديثی افزايش میدهد كه از بردباری و استقامت مجاهدان پيشين ما را آگاه میسازند.
آنان را در تابوتهای دربسته به مدتی برابر با چند ماه يا سال قرار میدهند، يا در سالهای زندان آنان را با ميخ به ديوار میبندند و زير پای آنان را پاك نمیكنند، يا آنان را در حوضهای اسيد میافكنند، يا به وسيله دستگاههای مجهز به حسابگر (كومپيوتر) چنان عذاب میدهند كه همه قسمتهای بدنشان گرفتار دردهای شديد میشود، و هفتهها از آرامش و به خواب رفتن آنان جلوگيری میكنند، يا حساسترين نقاط بدن ايشان را با سيگار افروخته میسوزانند، يا شرف و آبروی ايشان يا خواهران و همسران ايشان را در برابر چشمانشان در معرض تجاوز قرار میدهند.
ولی آنان به توفيق خدا چون كوه بر دين خود استوار میمانند، بدان سبب كه روحهای ايشان از دوستی دنيا تهی شده، و اين آيه شريفه آنان را تربيت كرده، و از حقيقت دنيا و حقيقت آخرت آگاه شدهاند، و لذا هيچ چيزی را بر آخرت ترجيح نمینهند.
اين مهم نيست كه مردمان از ايمان داشتن تو آگاه شوند، مهم آن است كه خدا از راستی تو در ايمانت با خبر باشد.


أَم حَسِبَ الَّذينَ يَعمَلونَ السَّيِّئَاتِ أَن يَسبِقونا ۚ ساءَ ما يَحكُمونَ ‍

آیا کسانی که اعمال بد انجام می‌دهند گمان کردند بر قدرت ما چیره خواهند شد؟! چه بد داوری می‌کنند!

(سوره عنکبوت، آیه ۴)

تفسیر سوره عنکبوت، آیه 4:

بيچاره پسر آدم چنان میپندارد كه از فرمانروايی خدا گريخته است، يا با فرار خود او را عاجز میكند، و بر قضا و قدر او میتواند پيشی گيرد، و مثل او مثل مردی است كه نزد امام حسن (ع) آمد و به او گفت: من مردی گناهكارم، و نمیتوانم خود را از معصيت نگاه دارم، پس مرا پندی ده، و او- عليه السلام- به وی گفت: «پنج كار را انجام ده و آن گاه هر كار كه میخواهی بكن: اول اين كه روزی خدا را مخور و به هر گناه كه میخواهی بپرداز دوم اين كه از ولايت خدا بيرون رو و هر چه میخواهی انجام ده سوم اين كه جايی را برگزين كه خدا تو را نبيند و آن گاه هر گناه را كه میخواهی مرتكب شو چهارم اين كه چون ملك الموت برای گرفتن جانت میآيد، او را از خود دور كن و به انجام دادن هر گناه كه دوست داری مشغول شو و پنجم آن كه چون مالك دوزخ میخواهد تو را به آن داخل كند به آن داخل مشو، و به ارتكاب هر گناه كه دلت میخواهد بپرداز». (بحار الانوار، ج 78، ص 126)
«أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ أَنْ يَسْبِقُونا- يا كسانی كه كارهای بد میكنند چنان گمان دارند كه بر ما پيشی میگيرند،» و از تحت تسلط ما خارج میشوند. هرگز چنين نيست.
«ساءَ ما يَحْكُمُونَ- بد حكم میكنند.»
روزی بر بردباران نمیگذرد مگر اين كه به رحمت پروردگارشان نزديكتر میشوند، و روزی بر جلادان نمیگذرد مگر اين كه گامی به عذاب نزديكتر میشوند.


مَن كانَ يَرجو لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ ۚ وَهُوَ السَّميعُ العَليمُ ‍

کسی که امید به لقاء الله (و رستاخیز) دارد (باید در اطاعت فرمان او بکوشد!) زیرا سرآمدی را که خدا تعیین کرده فرامی‌رسد؛ و او شنوا و داناست!
(سوره عنکبوت، آیه ۵)

تفسیر سوره عنکبوت، آیه ۵:

«مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ- هر كه اميد به ملاقات خدا دارد (بداند) كه اجل خدا خواهد رسيد و او بسيار شنوا و بسيار دانا است.»
اين آيه مايه اميد و آرزوی كسانی است كه در معرض شلاقهای جلادان قرار گرفته، يا به سبب ايمانشان به دور افكنده شدهاند، و در آن هنگام كه بلا و آزمايش پايان پذيرد، فرج نزديك میشود، و جهاد و صبر تو را خدا میبيند.
هارون الرشيد طاغوت عباسی كسی را به نزد امام موسی بن جعفر (ع) كه در بند او بود فرستاد تا از او دلجويی كند، پس امام او را نپذيرفت و چيزی گفت كه محتوايش چنين بود: روزی بر من نمیگذرد مگر اين كه پاداشم در نزد پروردگارم افزايش پيدا میكند، و عقاب و كيفر تو در نزد پروردگارت بيشتر میشود، و زود باشد كه برای رسيدگی به حساب در برابر پروردگارمان با يكديگر رو به رو شويم.


تفسیر سوره فاتحه

برچسب ها
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن مسدودکننده تبلیغات از ما حمایت کنید