تفسیر قرآن

تفسیرسوره فاتحه

تفسیر قرآن کریم، تفسیر سوره فاتحه الکتاب (حمد)

تفسیر قرآن کریم، سوره فاتحه الکتاب (حمد)

 

سوره فاتحه یا حمد نخستین سوره قرآن، ملقب به ام‌الکتاب، از سوره‌های مکی، دارای هفت آیه و در جزء یک قرار دارد. چون در این سوره، خدا، حمد و ثنا شده، این سوره حمد خوانده شده‌است.

به گفته محمد(ص)، پیامبر اسلام، این سوره برترین سوره قرآن است. سورهٔ فاتحه در نمازهای واجب و مستحب مسلمانان خوانده می‌شود و محتوای اصلی آن، توحید و سپاس خداوند است.

 


بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ ‍

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

تفسیر سوره فاتحه، آیه ۱:

به وسيله چه چيز می انديشيم و تصميم می گيريم و به كار برمی خيزيم؟ آيا جز به نيروها و به كارمايه ها است؟ چه كسی مالك اين نيروها است و با اين كارمايه ها به ما مدد می رساند؟ آيا او خدا نيست؟ بنا بر اين هر نيرويی كه به آن می انديشيم يا تصميم می گيريم يا به كار برمی خيزيم، نشانه و آيه ای از آيات خدا و نامی از نامهای نيكوی است، و بر ما واجب است كه بگوييم: به نام خدا پيش از هر موج انديشه و درخشش انديشه و جنبش عمل. او خدايی است كه ما را آفريده و راهنمايی كرده، پس هر چيز را به نام او آغاز می كنيم، چه در حقيقت هر چيز نامی از نامها و آيتی از آيات بزرگ او است.
و نامهای خدا همه مظاهر بخشندگی او است، و بخشندگی او گسترده و پايدار است. و از رحمت فراگيری كه بر همه چيز گسترده می شود به لفظ «الرحمن» تعبير می كنيم، به همان گونه كه از رحمت دايمی او كه هميشه بوده و هميشه خواهد بود، با لفظ «الرحيم» ياد می كنيم، و زود باشد كه رحمت دايمی خدا در روز ديگر به صورت باغهای پر وسعتی تجسم پيدا كند كه به مؤمنان اختصاص دارد. و اما در دنيا رحمت خدا به همه بندگانش از مؤمن و كافر می رسد، و می بايستی كه در هر كار بزرگ و كوچك بندگی را به او اختصاص دهيم و تنها از او مدد خواهيم.


الحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ العالَمينَ ‍

ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است.

تفسیر سوره فاتحه، آیه ۲:

موارد حمد و سپاسگزاری

هنگامی كه از خدا سپاسگزاری می كنيم و او را با صفات نيكی كه در او است و در عمل به صورت نعمتهای بزرگ و فراوان او بر ما تجلّی پيدا می كند كه آشكارترين آنها نعمت توجه او به جسم و جان ما است و با آن خدا انسان را بزرگوارترين و برترين آفريده از بسياری از آفريده های خود قرار دهد می ستاييم، بيشتر متوجه تربيت و رعايت خداوند متعال هستيم و آن را سپاسگزاری می كنيم. ولی اين تربيت تنها به آدمی اختصاص ندارد، چه، همه موجودات زنده از اين نعمت تربيت و رعايت خدا در حق خود، از زمان به دنيا آمدن تا هنگام مرگ، برخوردارند. گياه، نعمت عنايت را از جانب خدا دريافت می كند، كه اين نعمت در پرتوهای خورشيد تجسّم پيدا كرده است، و از آب آسمان كه بر آن فرومی ريزد، و املاح زمينی و بادهای به ثمر رساننده گلها و …
خشكی و دريا كوه ها و ستارگان و كهكشانها و … همه از توجّه و عنايت خدا و رعايت دايمی او برخوردارند.
پس بايد در برابر خدا به حال خضوع و خشوع بايستيم كه عنايت و رعايت او ما و هر چه را كه متنعم به اين غايت است شامل می شود، و بگوييم:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»


الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ ‍

(خداوندی که) بخشنده و بخشایشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته).

 

تفسیر سوره فاتحه، آیه ۳:

و صفت دومی كه خدا را بر آن ستايش می كنيم و به آن از او نام می بريم، رحمت گسترده و دايمی او است.


مالِكِ يَومِ الدّينِ ‍

(خداوندی که) مالک روز جزاست.

تفسیر سوره فاتحه، آیه ۴:

چيزی كه هست نعمتهای خدا عبث و بدون حكمت نيست. هدف آنها تربيت آدمی و آزمودن او است. و به همين جهت است كه به نيكی و بدی پاداش می دهد. خدا، علاوه بر رحمت گسترده و دايمی خود، حكيم و فرزانه ای است كه زود به حساب می رسد و سخت كيفر می دهد و ناگزير بايد از او بترسيم و از رسيدن عذابش بيمناك باشيم و سخت در طلب رضای او بكوشيم، بدان جهت كه او:
«مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ- مالك روز جزاست.»
و خدا كه مالك يوم الدين است، مالك بهشت و دوزخ و ترازوی سنجش اعمال بندگان و فرمان دادن به بهشت يا دوزخ برای هر يك از بندگان خويش است. و اين تعبير شايسته تر از تعبير «ملك يوم الدّين» به نظر می رسد، بدان جهت كه ملك (پادشاه) در دولت خود تنها يك چيز را در تصرف دارد كه حكم و سلطه است، در صورتی كه خدا مالك سلطه و همه چيزها و حتی اشخاصی است كه بر آنان فرمان می راند.


إِيّاكَ نَعبُدُ وَإِيّاكَ نَستَعينُ ‍

(پروردگارا!) تنها تو را می‌پرستیم؛ و تنها از تو یاری می‌جوییم.

تفسیر سوره فاتحه، آیه ۵:

و از آن جا كه خدا پروردگار جهان و جهانيان، و بخشنده و مهربان و صاحب و مالك روز دين و جز است، ناگزير بايد پرستش را تنها مخصوص او كنيم و در هر امر كوچك و بزرگ چشم به او داشته باشيم و از او مدد خواهيم، «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ- تنها تو را می پرستيم و تنها از تو مدد می جوييم.»
و اين انديشه دارای دو جنبه مثبت و منفی است:
اوّل: ما به خدا متوسّل می شويم و پيوندهای خود را با او محكم می كنيم كه آشكارترين آنها راه يافتن به روان كردن اوامر است، و اين چيزی است كه به ما در تحمل هر سختی و رنج و دست يافتن به خواسته ها مدد می رساند.
دوم: ما جز به خدا متوسل نمی شويم، تا چنان نشود كه اتّكالی باشيم و دنباله رو ديگران شويم و سرانجام ما را به بندگی خود درآورند.
هنگامی كه اندكی در معنی اين آيه بينديشيم، خواهيم ديد كه در آن فلسفه آزادی انسان به صورتی مستحكم خلاصه شده است.
از آنجا كه خدا را نامهای نيكو است و حرّيت آدمی به وسيله آنها تضمين می شود، بايد پرستيدن بتهايی را كه جز خدا می پرستيم كنار بگذاريم، چه متّصف به هيچ يك از صفاتی كه برای خدا ذكر كرديم نيستند، و نه پروردگارند و نه رحمان و نه مالك روز پاداش.


اهدِنَا الصِّراطَ المُستَقيمَ ‍

ما را به راه راست هدایت کن…

تفسیر سوره فاتحه، آیه ۶:

هنگامی كه بتهای خاموش (همچون سنگ) يا ناطق (همچون كسانی كه جز خدا پرستش می شوند) را كنار می گذاريم، بر راه راست و مستقيم قرار گرفته ايم.
ولی تحقّق يافتن استقامت راه چندان آسان نيست، بدان سبب كه رهايی يافتن از چنگ اصنام و بتان بسيار دشوار است. و بر انسان است كه در برابر خود هدف دشواری همچون استقامت را قرار دهد و به آن در زندگی صورت تحقق بخشد، كه اين تحقق يافتن دشوار پس از عبور از سه مرحله صورتپذير خواهد شد:
مرحله نخستين: تصميم گرفتن بر استقامت است. و اين تصميم گرفتن زمانی به درستی می تواند عملی شود كه آدمی بداند كه در زندگی راههای گوناگونی وجود دارد كه از آنها نمی تواند به هدفهای مورد آرزوی خود برسد، و اين كه تنها يك راه است كه او را به هدفش می رساند. بايد بداند كه شناسايی اين راه و پيش رفتن در آن از اموری است كه برای دست يافتن به آن لازم است هر چه می تواند بكوشد، و از نعمتهای ارزانی داشته به توسط خدا بر او نيست، و مثلا همچون نعمت چشم داشتن نيست كه نوزاد با آن به دنيا می آيد، لذا دعا می كنيم و از خدا می خواهيم كه ما را به راه راست و استقامت برساند:
«اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ- ما را به راه راست هدايت كن.»
و اين دعا دليل بر آن است كه خدا استقامت را به كسی می بخشد كه آن را از او بخواهد.


صِراطَ الَّذينَ أَنعَمتَ عَلَيهِم غَيرِ المَغضوبِ عَلَيهِم وَلَا الضّالّينَ ‍

راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی؛ نه کسانی که بر آنان غضب کرده‌ای؛ و نه گمراهان.

تفسیر سوره فاتحه، آیه ۷:

و گاه استقامت جنبه دايمی بودن ندارد، از آن روی كه طوفانهای شهوات و امواج فشارهای اجتماعی و موانع نفسانی وسوسه های شيطانی همان گونه با قلب آدمی بازی می كند كه بادهای تند با پر مرغی بازی می كند. بنا بر اين بر انسان واجب است كه چشم به راه نعمت خدا باشد تا استقامت دايمی شود، و به همين سبب خدا گفته است:
«صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ- راه كسانی كه به ايشان نعمت دادی.»
و اين نعمت نعمت هدايت است كه طبيعة مايه بهره مندی از ديگر نعمتهای خدا خواهد بود.
و تا زمانی كه استقامت نعمتی است كه همچون موهبتی بهره آدمی می شود، و گاه چنين بهره مندی فراهم نمی آيد، بر او است كه بيدار و هوشيار بماند، و هر وقت عوامل انحراف او را از راه راست به بيراهه كشانيد، از بركت همين هشياری و اعتماد به خدا و به تصميم خود برای بازگشتن به استقامت در زندگی برای دست يافتن به يقين، دوباره به آن بازگردد.
بر ما واجب است كه بدانيم خدا راه راست را به صورت راه زندگی اشخاص تجسّم می بخشد، چه، ناگزير بايد برای ايمان يك صورت تجسّم يافته واقعی وجود داشته باشد تا به شكل انديشه های مجرّد و انتزاعی در نيايد كه قابل تطبيق و به كار بستن نيست، و اين همان «صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» است از: پيامبران و صدّيقان و شهيدان و صالحان و نظاير ايشان.
امّا مرحله دوم بازشناختن وسايل منحرف شدن از راه راست است كه بر انسان در جهت انحراف و كج شدن از راه فشار وارد می آورد و چنان می كند كه شخصی از روی علم و به عمد راه منحرف را برای پيش رفتن خود برگزيند.
همچون دوست داشتن شهوتها از زنان و فرزندان و چيزهای تجمّلی و فخر فروشی و حبّ جاه و خواستاری تسلّط و سروری بر ديگران.
بيشتر مردم از طريق هواهای نفسانی و شهوات خود از استقامت منحرف می شوند، بدان جهت كه خود را تسليم به فشارهای اين شهوتها می كنند. اين گونه كسان در معرض خشم خدا قرار دارند كه نور فطرت و درخشندگی عقل و خرد را از ايشان سلب می كند، و ناگهان خود را در تاريكيهايی می يابند كه هيچ چيز را نمی بينند و از همين روی است كه مؤمنان به دعا از خدای بزرگ می خواهند كه نعمت هدايت را برای ايشان دايمی كند و مستقيم باقی بماند.
«غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ- كسانی كه در معرض خشم (خدا) قرار گرفته اند.»
و چون به عمد از راه راست منحرف شده اند، خداوند نعمت هدايت را از ايشان سلب كرده و پيوسته منحرف باقی خواهند ماند.
مرحله سوم: رهايی از عوامل جبری انحراف است كه انسان را نادانسته و بدون تصميم گرفتن خودش به راه كج می كشاند، همچون نادانی و غفلت و فراموشی، كه اينها نيز از عوامل گمراهی است و بايد شخص از شرّ آنها نيز خلاص شود تا استقامت به حدّ كمال رسد.
و بسياری از مردم، به سبب نادانی ايشان نسبت به دين و خوشبختی و خيری كه با آن همراه است، انحراف حاصل می كنند. مانند بيشتر نوجوانانی كه از ارزشهای خدا دور شده و به چپ و راست رفته اند، و به خاطر دست يافتن به اصول و مبادی باطل اصول و مبادی راست و حقيقی را فدا كرده اند اينان نادانند، بدان جهت كه اگر از دين درست آگاهی می داشتند، از فداكاری برای حفظ اصول و مبادی حقيقی و درست خودداری نمی كردند، و چنين است كه مؤمنان در اوضاع و احوال خاص به گناه كشيده می شوند و هر چه زودتر توبه می كنند رهبر اينان غفلت و فراموشی است. به همين جهت است كه مؤمنان راستين به وی از خدا می خواهند كه آنان را به راه راست هدايت كند و از «گمراهان» قرارشان ندهد:
«وَ لَا الضَّالِّينَ- و نه گمراهان.»
رهايی از گمراهی نادانسته تنها پس از رهايی از كجراهی و انحراف دانسته است، چه نور خدا وارد قلب متكبّر معاند نمی شود كه تصميم بر كجراهی گرفته است، و به همين جهت است كه قرآن نخست به خلاص شدن از خشم خدا فرمان می دهد، و سپس به رهايی از گمراهی.

 

برچسب ها
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن مسدودکننده تبلیغات از ما حمایت کنید